على محمدى خراسانى
106
شرح مكاسب (فارسى)
باشد بلاشك اين نوع از سحر هم به همان چهار قسم ملحق بوده و محكوم به حرمت است منتها به عنوان اضرارى كه حديث مىگويد : لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام . قوله : و يكفى : مناط در ضرر رساندن به ديگرى چيست ؟ مىفرمايد : لازم نيست كه ضرر به بدن غير برساند [ مثلا دست او را مشلول سازد يا پاى او را فلج كند و . . . ] يا ضرر به قلب او برساند [ قلب او را مضطرب و متزلزل يا غليظ و يا نرم و عطوف سازد . ] و يا به عقل او آسيبى برساند [ مثلا سبب جنون وى گردد . ] بلكه حداقّل ضرر آنست كه ساحر با سحر و جادو كارى بكند كه شخص را از جريان طبيعى و حركت بر طبق ارادهاش منصرف كند و نگذارد كه شخص به ميل يا كراهت باطنى و طبيعى ، فعل يا تركى داشته باشد . مثلا او مىخواهد برود و ساحر با نگاه وى را متوقف مىكند ، و بالعكس ، يا به كسى علاقه ندارد و ساحر از طريق سحر در او حبّ مفرط يا عشق به فلان ايجاد كند ، و بالعكس و . . . ، فى المثل شوهرى به همسرش علاقمند نيست ، زوجه با جادوگرى عشق و علاقهء كاذبى در زوج ايجاد مىكند و او را از جريان طبيعى زندگى باز مىدارد . و در اين رابطه مرحوم صدوق در من لا يحضر روايتى را از سكونى از امام صادق عليه السّلام از پدرش از آباء گرامش از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرده و آن اينكه : زنى در زمان پيامبر صلى اللّه عليه و آله بود كه شوهرى خشن و تندخو داشت ، و آن زن با سحر و جادو توجه مرد را به خود معطوف داشته و قلب او را نرم كرده بود ، و بعد از محضر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در رابطه با كارش پرسيد كه : با شوهرش چنين و چنان كرده است . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : واى بر تو ، درياها را كدر ساختى ، گل را كدر